به نام خدا
سال گذشته توی سفر راهیان نور ، همراه با بسته فرهنگی یه تسبیح هدیه دادن که عکس یه شهید اونو متبرک کرده بود . دل تو دلم نبود ببینم کدوم شهید همراهم می شه ، بسته رو که گرفتم با ذوق دنبال تسبیح گشتم .
وقتی نگاهش کردم ، از خوشحالی نمی دونستم چی کار کنم.
شهید مطهری همراهم بود......
با خودم قرار گذاشتم که توی مسیر همون شهید حرکت کنم ، هر چند می دونم خیلی سخته و همت من کم!
اما خود می دونم تنها نمی گذاره
همون سال مهم ترین انتخاب زندگی ام رو کردم ، شریک زندگی ام.........
نشد عقد رسمی رو همون سال برگزار کنیم
توی فصل بهار ، روز میلاد حضرت زهرا رو پیش رو داریم ، با اینکه خیلی دلم میخواست اما به دلایلی نمی شد اون روز رو به عنوان روز عقد انتخاب کنم.
هر چیزی یه حکمتی داره
انتخاب بعدم رو گفتم 12 اردیبهشت ..........روزی به اسم استاد شهید مطهری
بین هفته بود! خیلی ها ناراحت بودن از این انتخاب ! اما بعضی چیزا برای من یه نشونه است
من دلم به این نشونه روشنه
فقط.......
استاد شهید
امروز دلم به دعای شما گرمه
می دونم با این همت کم من ، دعای سنگینی هست
اما دلم می خواد شما پیش خدا واسطه بشید تا من و همسرم هم بتونیم راه شما رو بریم
مثل شما توی راه روشنگری قدم بگذاریم
مثل شما بتونیم دل امام عصر مون رو شاد کنیم

دایی محمود
اولین سفری که با خانواده و همسرم رفتیم ، اومدم پیش ما
هرچند می دونم شما همیشه پیش من هستی
دایی شما هم برام خیلی دعا کن
زندگی ام بدون دعای شماها هیچ برکتی نداره

کاش این دعا هیچ وقت از زبونم و دلم جدا نشه
التماس دعای فرج
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن
خدایا، ولىّ ات حضرت حجّه بن الحسن
صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی
که درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد
هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ
در این لحظه و در تمام لحظات
وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ
سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر
دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ
و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى
طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"
که خوشایند اوست ساکن زمین گردانیده،
و مدّت زمان طولانى در آن بهرهمند سازى