اهمیت دیگر بسیج در این است كه بسیج داراى یك جهت و یك بعد و متوجه یك منظور نیست. بسیج با اینكه هنر نظامى دارد و در خطوط مقدم میدان نبرد، هر جا كه لازم بوده است، قرار گرفته و سختترین كارها را به عهده گرفته و انجام داده است، همهكاره است؛ یعنى در همهى میدانها وقتى بسیج حضور داشته باشد، پیشرو است، پیشتاز است. امروز جوانان بسیجى ما در میدان علم هم پیشرو و پیشتازند. اساتید بسیجى ما هم در كار علمى جزو موفقترینها هستند. هنرمندان بسیجى ما هم - آن كسانى كه با روح بسیج وارد میدان هنر شدند - موفقیتهاى بیشتر و بهترى پیدا كردند و توانستند مخاطبان بیشترى را جذب كنند.
در هر میدانى وقتى با روحیهى بسیجى، با اخلاص بسیجى، با ایمان بسیجى، با شجاعت و شهامت بسیجى، با قدرت ابتكار بسیجى وارد شوند، میتوانند كارهاى بزرگى را انجام دهند. این، حقیقت بسیج است.

امام خامنه ای 4/9/89

موضوعات مرتبط: امام خامنه ای ، جنگ نرم ، سیاسی
شما دلتان متعلق به بسیج است.
در دنیا احزاب وجود دارند، ممكن است احزاب پرشمارى هم باشند - كه البته شمارگان و كمیت یك مجموعهى میلیونىِ به این عظمت كه در بسیج وجود دارد، در هیچ حزبى در دنیا نظیر ندارد - اما همان كمیتهائى هم كه در احزاب هستند، جسم آنها، زبان آنها، توانائىهاى مادى آنها متعلق به حزب است؛ معلوم نیست دلها و ایمانهاشان متعلق به آن حزب یا آن مجموعه باشد.
بسیج، بسیج دلهاست؛ بسیج جانهاست؛ بسیج عواطف است؛ بسیج اعتقادات و ایمانهاست؛ و همین است كه در روز سخت به كار یك ملت مىآید.
آن روزى كه ملتها دچار مشكلات شوند، آنجا جسمها فایدهاى ندارند؛ دلها باید در وسط میدان باشند، باید خطشكن باشند. آنهائى كه خطشكنى كردند، لزوماً جسمهاى نیرومندى نداشتند؛ دلها و ایمانهاى محكمى داشتند كه توانستند كوهها را بشكافند، راههاى دشوار را طى كنند، لغزشگاهها را پشت سر بگذارند و خود را به منزل برسانند.
بسیج، یك چنین حقیقتى است؛ این را باید قدر بدانیم. اول، خود بسیجى باید قدر بداند.

امام خامنه ای 4/9/89

موضوعات مرتبط: امام خامنه ای ، جنگ نرم ، سیاسی
امروز بسیج در كشور ما یك حقیقت عظیم و غیرقابل انكار و بىنظیرى است. درست است كه تبلیغات دشمنان و به تبع آنها منادیان طرفدار آنها در داخل كشور سعى میكنند بسیج را كوچك كنند، تحقیر كنند و به بسیج اهانت كنند؛ اینها به خود كلام خدا هم اهانت كردند، به خود پیغمبر هم اهانت كردند. چیزى كه در باطن خود داراى عظمت و درخشندگى است، با اهانتِ اهانتكنندگان و تهمتِ تهمتزنندگان نه كوچك میشود، نه از درخشندگى آن كاسته میشود.
امام خامنه ای 4/9/ 89

موضوعات مرتبط: امام خامنه ای ، جنگ نرم ، سیاسی
اون روز جلسه داشتیم .
(سال 87) بحث جلسه که یه مقدار جلو رفت یه نشریه داشت بین بچه ها دست به دست میشد. از دور که دیدمش فکر کردم خوب حتما از این نشریه های زرده که که حالا عکس دو تا دختر و پسر رو زده و یه داستان عاشقانه هم زده تنگش یا نه فال ازداواج و از این حرفا خلاصه خیلی اهمیت ندادم تا مجله رسید دست من . چشمام داشت از حدقه در میومد روش نوشته بود راز صبا!!!! نشریه بسیج دانشجویی دانشگامون!! یه دفعه وسط جلسه به دوستم گفتم این چیییییییییه؟!! گفت نشریه شماره یک هست !! بهش گفتم خوب این چه عکسی زدن روش ، گفت خوب من چه می دونم بزار جنان بیاد راجع به نشریه اون موقع حرف می زنیم!! (جنان مسئول کانون فرهنگی بود) در جا گفتم من یکی که حاضر نیستم برای فروش این وایسم !!
توی اون حال عصبی به خیال خودم اینجوری دیگه از زیر جواب دادن بابت این عکس در می رم!! دوستم هم گفت خوب باشه تو نفروش به بقیه بچه ها می گیم . اما تازه یادم افتاد که باز من باید تو دانشگاه به بچه ها جواب بدم که چرا نشریه بسیج این عکس رو زده! انگار یه سطل آب یخ ریخته بودن رو سرم ! فقط با صدای مسول حوزمون که گفت برای این برنامه کسی دیگه نظری نداره به خودم اومدم ، تمام حرفام یادم رفته بود ، مسؤلمون که نگاه من کرد گفت: به نظر میاد خانوم کریمی راجع نشریه حرفی دارند ، بلافاصله گفتم : از حالا اعلام می کنم بنده برای فروش این نشریه هیچ مسؤلیتی رو قبول نمی کنم ! آخه این چه عکسی زدین؟! 
موضوعات مرتبط: جنگ نرم ، خاطرات نیمه شخصی
ادامه مطلب
سال 77 بود ، دبستان شاهد می رفتم . اوایل دوره اصلاحات و اوج توهین ها به رهبری و نظام و شهدا! اون روزایی که هنوز یادش می افتم دلم آتیش میگیره
یه همایش استانی برگزار شده بود و ما چون گروه سرود مدرسه مون اول شده بود ، برای اجرای سرود رفته بودیم اونجا . مدیرمون که حدس میزد حال و هوای این برنامه چیه ، قبلش گوشی رو داده بود دستمون . یکی از بچه ها هم یه متن راجع به رهبری و ولایت آماده کرده بود ، از مدیرمون خواستیم توی برنامه ها جا بده این رو . اونم قبول کرد و این دوستمون قرار شد بعد از سخنران اول بره و متنش رو بخونه . فکر می کردیم همین حد کافیه اما وقتی رفتیم اونجا فهمیدم نه اوضاع خیلی بدتر از اونی هست که فکر می کردیم !
سخنران اول که رفت بالا ، از اولش شروع کرد به توهین و تمسخر رهبری و انقلاب ، داشتیم آتیش می گرفتیم ، دلمون شکسته بود بغض گلومون رو گرفته بود ، تا یکی از بچه ها پا شد و گفت : بیاید یه کاری بکنیم ، سارا که رفت بالا متنش رو بخونه ، هر بار اسم آقا میاد سه تا صلوات بلند بچه شاهدی بفرستیم باشه؟ همه که انگار این حرف براشون آب روی آتیش بود با خوشحالی گفتن باشه . 
سارا رفت بالا ، شروع کرد به خوندن ، و ما هم هی صلوات ، متنی که قرار بود 5 دقیقه طول بکشه ، نزدیک 20 دقیقه شد با صلوات های ما ! حالا اونا داشتن از عصبانیت منفجر می شدن، متن دوستمون که تمام شد هم سه صلوات بلند دیگه برای سلامتی رهبر فرستادیم! که یه دفعه مسئول جلسه ، که یه خانم بد اخلاق بود مثل عزائیل بالای سرمون سبز شد! با عصبانیت داد زد سرمون و گفت : چه خبره تونه؟ یه مشت بچه سالن رو ریختن به هم! مسخره شو در آوردید با این رهبرتون!
اینجا بود که یه دفعه همون دوستم که پیشنهاد صلوات رو داد از جاش بلند شد و گفت : خانم محترم ، بزرگ تر از ما هستید احترامتون واجب ، اما یادتون باشه ، تا بچه بسیجی هست کسی نباید بتونه به خودش اجازه بده به رهبر و انقلاب توهین کنه ! 

می تونیم با هم یه قرار بگذاریم ، اگر می خواید برنامه خوب پیش بره ، تا آخر برنامه باید قول بدید ، هیچ توهینی نباشه ، ما هم قول میدیم صلوات ها رو برای سلامتی رهبرمون توی دلمون بفرستیم ، اگر نه اوضاع همینه تا آخر !
مجبور بودن قبول کنن چون 3 تا سرود و یه نمایش مال ما بود و اگر از سالن بیرونمون می کردن ، برنامه شون به هم می ریخت اساسی ! کلی هم مهمان داشتن و به هم ریختن این برنامه براشون یه افتضاح بزرگ بود! با عصبانیت رفت جلوی سالن و نشست ، چند دقیقه بعد رفتن یه گوشه و با هم صحبت کردن ، بعد اومد گفت : باشه قبول ! اما این یادتون باشه ، دوره شما بچه ها بسیجی ها و رهبرتون همین روزا برای همیشه تمام میشه! جوابش رو با یه لبخند دادیم و رفت!
مدیرمون اومد آخر برنامه بهمون گفت: از دست شما بچه بسیجی ها ، این بیچاره ها رو که سکته دادید!
اما واقعا گل کاشتید ، این همه آدم بزرگ نتونستن حرفی به اینا بزنن ، اما شما ...................
نمی دونم این روزا اون خانم مسئول! تلوزیون می بینه یا نه ، اما این عکس خلاف حرف اونو ثابت می کنه
از اون موقع به بعد ، هر وقت توی یه جایی گیر می افتم که توهین به نظام و رهبری هست ، وقتی می ترسم که حرفی بزنم شاید ..........
یاد حرف دوستم می افتم
"تا بچه بسیجی هست کسی نباید بتونه به خودش اجازه بده به رهبر و انقلاب توهین کنه ! " 

موضوعات مرتبط: جنگ نرم ، خاطرات نیمه شخصی
کلاس پنجم بودم ، آدامش باربی خوردن مد شده بود ، نه به این خاطر که فقط آدامس بود ، نه!! به این خاطر که می گفتن ، اگر پرچسب های توی آدامس ها رو جمع کنی و یه آلبوم هست که کاملش کنی و بفرستی به یه نمایندگی که فکر کنم توی دبی بود! یه باربی اصل برات می فرستن ! این شده بود یه تب ، که هر روز بیشتر و بیشتر آدامس باربی بخرن و برچسب های تکراری بیشتری جمع کنن! این آلبوم از یه حدی بیشتر کامل نمیشد ! آخه بعضی از پرچسب ها توی هیچ آدامسی نبود ، اون روزا آخرش یه نفر هم توی اطرافم ندیدم که تونسته باشه ، اون آلبوم رو کامل کنه با اینکه هر روز کلی آدامس باربی می خریدن! زیاد آدامس دوست نداشتم برای همین توی این تب غرق نشده بودم . اما این وضع هم به نظرم جالب نبود
تا یه روز ما رو سر صف جمع کردن ، کل مدرسه ! مدیرمون می خواست برامون صحبت کنه ، عجیب بود هیچ مناسبتی نداشت ! مدیرمون برامون از باربی گفت، از سازنده هاش ، از ایده که پشت این عروسک زیبای فانتزی هست! از مسابقه بدون پایان مصرفی که ما رو توش دارن غرق میکنن ، یه روز با آدامس باربی یه روز با یه چیز دیگه ، از الگو سازی فرهنگ منحرف خودشون برای بچه های ما برای دخترای ما ، از دشمنی های دشمنی گفت که یه روز با توپ و خمپاره ما رو هدف گرفته بود و امروز با این کادو های قشنگ داره به ما حمله میکنه .
گفت این روزها یه سری از این آدمس باربی ها توشون ماده های سمی خطرناکی هست که بین این آدامس ها فروخته میشه و این چند وقته باعث مسمویت خیلی از بچه ها شده ، خواهش کرد احتیاط کنیم.
آخرش بهمون گفت : اگر اون روز بچه بسیجی ها می رفتن توی جبهه و جلوی نفوذ دشمن رو به خاک این کشور می گرفتن ، الان بچه بسیجی باید از نفوذ دشمن به خونه های ایرانی جلوگیری کنه . حالا بچه بسیجی های من خودشون خوب می دونن چی کار کنن. 
سر کلاس که رفتیم همه گیج بودیم ، یکی گیج سمی که ممکن بود بخوره و تا امروز ازش فرار کرده ، یکی از اینهمه پولی که داده بود جای آدامس های این مارک ، اعصابش خرد بود
ولی همه یه دغدغه مشترک داشتیم ، که حالا که فهمیدم نه فقط خودمون نباید توی زمین بازی دشمن ، بازی بخوریم ، بلکه نباید بگذاریم ، که اطرافیانمون هم بی خبر بمونن. یادم نمیره اون روزا چقدر سر باربی بحث کردیم با دوستامون و فامیل و آشنا با کوچیک و بزرگ .
ولی اون روزا برام یه خاطره شد و اون حرف مدیرمون یه صدا توی گوشم . الان این حمله دشمن از آدامس باربی رد کرده! اما خوب یادم نرفته که مدیرمون گفت وظیفه بچه بسیجی چیه .
شاید اون طور که باید وظیفه ام رو انجام ندادم
، اما هیچ وقت هم اون دغدغه رو فراموش نکردم.
موضوعات مرتبط: جنگ نرم ، خاطرات نیمه شخصی
دوران دبستان رو توی مدرسه شاهد گذروندم ، اونجا زودتر و شاید عمیق تر از هر جایی معنای ولایت ، بسیج و دفاع مقدس ، آرمان های انقلاب رو فهمیدم . اونجا اینا برامون شعار نبود ، وقتی کسی می خواست شل بگیره ، یادش می افتاد بابای صدیقه ، وقتی دخترش 6 ماهش بود ، رفت ، بابای زهرا رفت و برنگشته هنوز ، بابای مریم فقط 20 سالش بوده که رفت ، دیگه نمی تونستی کوتاه بیای ، چون اشک های حلقه شده مریم رو می دیدی وقتی دختری رو با باباش میدید، می دونستی بابای صدیقه و زهرا و مریم رفتن که ولایت بمونه ، رفتن که ارزش ها و آرمان های انقلاب بمونه ، واسه همین اونجا راحت نمی تونستی کوتاه بیای ، راحت نمی تونستی بی تفاوت باشی ، اونجا نمی تونستی ببینی و ساکت باشی .
اونجا کسی فرم بسیج پر نمی کرد ، چون به سنی نبودیم که جزو سازمان بسیج حساب بیایم ، اما همه بچه ها خودشون رو بسیجی می دونستن ، هفته بسیج و دهه فجر که میشد ، همه با چفیه هایی که از کربلای ایران اومده بود ، میومدیم مدرسه ، کتاب دعای های بچه که برای زیارت عاشورا و دعای توسل می آوردیم همونی که باباهامون توی سنگر ها قبل از عملیات دستشون بوده . بعضی ها هم دوست داشتن از روی کتاب مریم و زهرا و صدیقه بخونن . اونجا وقتی می خواستی یکی رو غیرتی کنی یا چیزی رو یادش بندازی می گفتی : یه بچه بسیجی الان باید چی کار کنه؟
اونجا ذوق داشتیم که بیشتر کمک کنیم اما کمتر منت بگذاریم ، وقتی چهارم و یا پنجم می رسیدی تمام ذوقت این بود که کل کارای جشن تکلیف سومی ها رو انجام بدی و براشون بهترین و زیبا ترین جشن تکلیف دنیا رو بگیری . ماه رمضون ها که افطاری داشتیم ، بی اینکه کسی به بچه ها بگه ، همه کمک می کردن تا یه موقع بابای مدرسه معلم ها مون خسته نشن.
یه فامیل و محله از دست این بچه بسجی های بدون فرم و کارت بسیج کلافه بودن ، چون وقتی که همه ساکت بودن و همرنگ جماعت می شدن ، این دختر کوچولو کنار نمی اومد و حرفی که باید بزنه رو می زد . اما یاد گرفته بودیم ، بچه بسیجی احترام بزرگتر رو حفظ می کنه ، اگر می خواد حرفی هم بزنه با ادب و احترام و منطق بگه .
اونجا نه به خاطر نمره بود ، نه به خاطر مزایای کارت بسیج نه به خاطر هیچ چیز دیگه ، ذوق داشتیم که بچه بسیجی باشیم ، آخه الگوی بسیجی برامون بابای صدیقه و زهرا و مریم بود . دوست داشتیم مثل اونا باشیم
اونجا خیلی چیزا رو یاد گرفتیم ، شاید مثل اون روزا یه بچه بسیجی نیستم اما هر چی دارم از اون روزا از اون معلما و از اون دوستام دارم . 
موضوعات مرتبط: جنگ نرم ، خاطرات نیمه شخصی
امام خامنه ای :
بسیج بر « اعتقادات و ایمان و عواطف» متكی است و همین واقعیت، در روزهای دشوار، گشاینده مشكلات و دشواریهای كشور و ملت است.

مطلب کامل در ادامه ...
موضوعات مرتبط: امام خمینی ، جنگ نرم ، عکس
ادامه مطلب
به اکسیر ولایت دل سپارید
طلا باید بنوشد کیمیا را
ولای انبیا و اولیا را
طلا، آنگه طلای ناب گردد
که در هُرم ولایت آب گردد
شعر کامل در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: انتظار ، مذهبی فرهنگی اجتماعی ، شعر
ادامه مطلب
موفقیت ، پیشرفت ، رسیدن به قله ![]()
کلمه های جالبیه ، کسی نیست که از رسیدن به کلمه های بالا لذت نبره ، اما اکثرا آدم ها به سه دسته تقسیم میشن. وقتی ازشون بپرسی ، شما دوست داری موفق باشی و موفقیت کسب کنی ؟! به سه روش جواب می دن!![]()
گروه اول :
نمی خوایم !! بپرسی چرا ؟! میگن : چون میدونیم نمی رسیم !! نمی تونیم برسیم! پس چرا فکرمون رو با این چیزا مشغول کنیم ، زندگی عادی مون رو می کنیم مثل بقیه آدم ها!![]()
گروه دوم:
می خوایم ، یعنی دوست داریم بهش برسیم ، اما.....!!!! بپرسی اما چی؟! میگن : اما، می دونیم نمی رسیم !!! یعنی نمی دونیم چه کار باید بکنیم !!هر چی هم تلاش کنیم نمی رسیم! پس تلاش کردن فایده نداره! مجبوریم به همین حدی که داریم قانع باشیم مراقب باشیم وضعیت فعلی مون رو هم از دست ندیم!![]()
گروه سوم:
می خوایم و می دونیم اگر تلاش کنیم بهش می رسیم . ![]()
و شک نکنید که کسانی که عضو گروه سوم هستن ، همیشه یه مرحله از بقیه جلو ترن ، حتی اگر استعداد ها ، توانایی ها و مهارت هاشون از دو گروه قبلی کمتر باشه!![]()
حالا چطور میشه عضو گروه سوم بود؟!
1- باور کنیم که می تونیم ![]()
2- باور کنیم که راه موفقیت ما منحصر به فرد هست ، فقط و فقط مخصوص خودمون![]()
3- برای پیدا کردن اون راه مخصوص باید مهارت ها و توانمندی ها و علایق خودمون رو پیدا کنیم![]()
4- یادمون باشه اصلا مهم نیست که توانمندی ها و استعداد های ما مثل بقیه باشه تا مهم به نظر بیاد !! مهم این هست که ما اون توانمندی رو داریم![]()
5- برای خودمون نقشه راه مشخص کنیم ، با توجه به این توانمدی هایی که داریم. مشخص کنیم به کدوم افق می خوایم برسیم ، مشخص کنیم از چه راه هایی این توانمندی ها من رو به موفقیت می رسونه .![]()
6- وقتی برنامه راه مشخص شد ، تلاش برای رسیدن به موفقیت شروع میشه اما یه نسخه اختصاصی داریم که هیچ جای دنیا توی معادلاتشون نیست ، توکل به خدا ، توکل به این معنا که ما هدف رو مشخص کنیم ، برنامه ریزی کنیم و بعد تلاشمون رو همراه با توکل داشته باشیم
.
این جوری معادله ما جوابی داره که با محاسبات ذهن های مادی گرا توی دنیا ، اصلا جور در نمیاد! نتیجه ای که خودمون هم انتظارش رو نداریم ، اما یادمون نمیره که یکی همیشه هوای ما رو داره ، به شرط اینکه خودمون هم هوای دلمون رو داشته باشیم که همیشه با یادش باشه. ( یه نکته رو فراموش نکنیم ، توکل با این تعریف که هیچ فکری نکنیم ، هیچ تلاشی نکنیم و بگیم توکل به خدا درست میشه!! برداشت غلطی از مفهوم زیبا و عمیق توکل هست که متاسفانه توی جامعه ما رواج پیدا کرده ، اما این توکل مثل دعای دعا نویس هایی هست که برای هیچ کس موثر نیست!!! حتی شما دوست عزیز)
جوون ایرانی ، دانشجوی ایرانی
اگر نیت کنی عضو گروه سوم باشی ، کمترین منفعتش برات ، اینه که لااقل از خودت راضی هستی از تلاشت راضی هستی و تمام عمر به خودت غر نمی زنی و زندگی رو به خودت زهر نمی کنی! اما این حداقل کار هست ، تو اگر جزو گروه سوم باشی که قطعا هستی ، موفقیت هایی رو بدست میاری که لیاقتش رو داری.![]()
![]()
دانشجوی ایرانی اینو مخصوص تو می گم ، چون باور دارم هیچ کس مثل تو نیست
تو هوش و خلاقیت ایرانی رو داری،تو توانمندی و استعداد های خاص خودت رو توی وجودت پیدا میکنی ،
تو می تونی راه اختصاصی خودت رو برای موفقیت پیدا کنی که شبیه هیچ کس نیست ، تو می تونی چون تلاش میکنی و برنامه داری ، چون معادله ات با همه دنیا فرق داره ، چون باور داری که یکی اون بالا هوای تو رو داره . ![]()
می دونم راه سختی هست اما به قول حافظ
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم / سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور ![]()
موضوعات مرتبط: مذهبی فرهنگی اجتماعی
راه حق در غربت حق ، محو شد
هر که در بند شکم محصور شد
دیده مولا شناسش کور شد
باز هم تکرار مکر عام و خاص
یک علی با بی نهایت عمر و عاص
یک علی مظلوم همچون جدّ خویش 
ظلم هایی دیده اندر حدّ خویش

کیستند این عمر و عاصان شقی؟
کفر کیشانی به ظاهر متقی !
شعر کامل در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: انتظار ، امام خامنه ای ، جنگ نرم ، مذهبی فرهنگی اجتماعی ، شعر
ادامه مطلب

بسیج ای دست و بازوی ولایت
خط سرخ عزل تا بی نهایت
تو با دست خمینی عهد بستی
تبر گشتی و بت ها را شکستی
تو با خون گلویت عهد کردی
که از خط خمینی بر نگردی
شعر کامل در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: امام خمینی ، امام خامنه ای ، جنگ نرم ، شعر
ادامه مطلب
بین نان خشک خود با یک اسیر
شیعه یعنی عدل و احسان و وقار
شیعه یعنی انحنای ذوالفقار
از عدالت گر تو می خواهی دلیل
یاد کن از آتش و دست عقیل
جان مولا حرف حق را گوش کن
شمع بیت المال را خاموش کن !
شیعگی آیا شکم پروردن است ؟
یا به روز جنگ عذر آوردن است؟!
شیعگی آیا فقط خوابیدن است؟
روی مولا را به رویا دیدن است؟
ای زر اندوزان ! چنین وزر و وبال
جمع کی می گردد از کسب حلال؟
این تجمل ها که بر خوان شماست
زنگ مرگ و قاتل جان شماست
می سزد از خشم حق پروا کنید
در مسیر چشم حق پر وا کنید
این دو روز عمر مولایی شوید
موضوعات مرتبط: مذهبی فرهنگی اجتماعی ، شعر
وقتایی که نوبت من میشد که باید نقش یه آدم بزرگ رو بازی می کردم ، سریع می رفتم و چادر رنگی که مامانم برام دوخته بود و می کردم سرم و می گفتم خوب حالا من بزرگ شدم . دوستام هم همیشه می خندید که بزرگ شدن که به چادر نیست ! 
خلاصه این وسط هر کس با یه چیزی احساس بزرگی می کرد ، یکی با کفش مامانش ، یکی با چادر رنگی اش. 
متن کامل در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: جنگ نرم ، مذهبی فرهنگی اجتماعی ، خاطرات نیمه شخصی
ادامه مطلب
این سخنرانی رو از دست ندید ، خیلی نکات جالبی برای ما داره بخصوص الان که به محرم نزدیک میشیم و بیشتر در این مراسم ها شرکت می کنیم ، انشاالله اگر محرم 57 جوان ایرانی دلش عاشورایی شد و زمینه پیروزی انقلاب اسلامی رو فراهم کرد ، محرمی برسه که دل ما هم به معنای واقعی عاشورایی بشه و بتونیم زمینه ساز ظهور منجی عالمیان مهدی فاطمه (س) باشیم و زمینه ساز انقلاب مهدوی .
******************************
- شعر ما باید ایمان مخاطب را زیاد کند! سخت است اما شدنی
وقتى شعر را میخوانیم، به فكر باشیم كه از این شعر ما ایمان مخاطبان ما زیاد شود. پس، هر شعرى را نمیخوانیم؛ هرجور خواندنى را انتخاب نمیكنیم؛ جورى میخوانیم كه لفظ و معنا و آهنگ، مجموعاً اثرگذار باشد. در چه؟ در افزایش ایمان مخاطب. این البته گفتنش آسان است؛ آدم بالاى گود بنشیند و یك دستورى به آن پهلوان وسط گود بدهد. عمل كردنش سخت است. اما شماها میتوایند عمل كنید. شماها صدایتان خوب است، حافظهتان خوب است، نیرو و نشاطتان خوب است؛ میتوانید همهى این كارهائى را كه گفتم، انجام بدهید.
متن کامل در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: امام خامنه ای ، جنگ نرم ، مذهبی فرهنگی اجتماعی
ادامه مطلب
ماه محرم نزدیکه ، خیلی از ماها داریم خودمون رو برای این ماه آماده می کنیم ، اما چرا ؟! فقط برای اینکه یه مراسم روضه و سینه زنی بریم و گریه کنیم؟! فقط برای اینکه شور بگیریم؟! نه فلسفه محرم برای ما خیلی فراتر از این حرف هاست . بهتره محرم رو از نگاه امام خمینی ، رهبر کبیر انقلاب اسلامی ببینم.
***************
امام خمینی 1 آذر 57 پاریس :
موضوعات مرتبط: انتظار ، امام خامنه ای ، جنگ نرم ، مذهبی فرهنگی اجتماعی
ادامه مطلب
مهمانی که با دعای فرج در سحر هویزه شروع شود
با زیارت عاشورا دل ها رو هوایی کنه

متن کامل در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: انتظار ، طوفان زاد ها(شهدا و جانبازان) ، 8سال دفاع مقدس ، جنگ نرم ، عکس
ادامه مطلب
آقای اوباما یادتان هست سال 72 ، رهبرمان امام خامنه ای به شما در جواب این تهمت که ایران می خواهد انقلابش را به زور صادر کند گفت :
"ما انقلاب را امروز نمىخواهیم صادر كنیم. انقلاب، یكبار صادر مىشود؛ و شد! اینكه مىبینید امروز در سرتاسر دنیا، گرایش و ایمان اسلامى زنده شده است؛ اینكه مىبینید ملتها در شمال آفریقا و در خاورمیانه و در شرق و غرب كشورهاى اسلامى بیدار شدهاند؛ اینكه مىبینید جوانان مسلمان در كشورهاى گوناگون به زیباییهاى دین و قرآن روآورندهاند، همه حاكى از این است كه انقلاب اسلامى در اوّلِ وقوع خود صادر شده است.
ما كه نمىخواهیم بعد از گذشت چهارده سال، تازه به فكر صدور انقلاب باشیم! یك بار انقلاب صادر مىشود و آن هم شد. وقتى كه انقلاب، پیروز شد و خبر و جذّابیت آن، دنیا را پركرد، كارى كه باید بشود شد. همان كارى كه شما از آن ناراضى هستید؛ همان كارى كه به خاطر آن زنجیر مىجوید و همان كارى كه به خاطر آن خشمناك مىشوید، شده و كار از كار گذشته است! شما هم هیچ كارى نمىتوانید بكنید و هیچ كس دیگرى هم نمىتواند كارى بكند. كار از كار گذشته است! "
آری آقای اوباما شما و سایر سیاتمدارن آمریکا نگران صدور انقلاب اسلامی ایران بودید، امروز روح استکبار ستیزی در جهان بیدار شده ، کمی چشمانتان را باز کنید
موضوعات مرتبط: امام خامنه ای ، جنگ نرم ، سیاسی
ادامه مطلب
چشم جهانی به تو گریان کنم
حجّ تو ، هر چند که تاخیر داشت
لکن ، هفتاد و دو تکبیر داشت
آری ! هفتاد و دو لبیک گو
عزم وضو کرده به خون گلو
آری! هفتاد و دو مرگ آزمون
خیمه زده یک شبه در شطّ خون
هم نفسان! حجّ حسینی کنید
پیروی از راه خمینی کنید
شعر کامل در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: انتظار ، مذهبی فرهنگی اجتماعی ، شعر
ادامه مطلب

سمیر قنطار چهارشنبه 16بهمن ماه در تالار معلم شیراز یکی از خاطرات خود از اسارت در بند رژیم صهیونیستی را چنین بیان کرد:
در جلسه دادگاهم، داشتند حکمی را که برایم صادر کرده بودند میخواندند.
گفتند: به 582 سال و 6 ماه زندان محکوم شده ای!
رو به قاضی اسرائیلی گفتم: 582 سالش را فهمیدیم! اما این شش ماهش دیگر چیست و از کجا آورده اید؟ 
من را از جلسه دادگاه اخراج کردند.
نیم ساعت بعد مرا خواستند! دوباره حکم را خواندند: 582 سال و 6 ماه زندان!
گفتم: خب توضیح بدهید چرا 6 ماه؟ از کجا این 6 ماه را آورده اید؟!!
گفتند: وقتی که آمده بودی اینجا عملیات انجام بدهی، ورود غیر مجاز به سرزمینهای اسرائیل را مرتکب شدهای! این 6 ماه بابت آن جرم است!
به تمسخر گفتم: حتما دفعهی بعد که خواستم در سرزمینهای اشغالی عملیاتی انجام بدهم، قبلش میآیم و مجوز ورود میگیرم!
باز هم از جلسه بیرونم انداختند. 
ساعتی بعد دوباره مرا به جلسه آوردند، مجددا حکم را برایم خواندند: 582 سال و 6 ماه!
به آنها گفتم: یعنی اسرائیل تا 582 سال دیگر باقی خواهد ماند که چنین حکمی صادر کردید؟!
اینبار مرا از جلسه بیرون انداختند و دیگر به جلسه راه ندادند.
گزارش تصویری حضور سمیر قنطار در شیراز
موضوعات مرتبط: سیاسی
استکبار در مقابل اراده ملت های آزادی خواه جهان قطعا نابود خواهد شد
و این یک وعده الهی است
اما یادمان باشد امام خامنه ای به ما جوانان گفت:
دشمنان ملت ایران امروز از همیشهى گذشتهى خودشان ضعیفترند، منفورند، دچار مشكلاتند؛ دچار مشكل اقتصادىاند، دچار مشكل سیاسىاند، انواع و اقسام مشكلات را دارند. البته این معنایش این نیست كه خیالمان راحت شود، سر روى بالش نرم بگذاریم و فراموش كنیم؛ نه، هرگز «دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد»؛ همیشه باید به یاد داشته باشید كه دشمن در كمین است، مواظب است؛
اما بدانید دشمن امروز نمیتواند از روشهاى گذشته استفاده كند. امروز ملت ایران هوشیار است؛ جوانهاى ما هوشیارند، آگاهند، بیدارند. بیشترین مجموعهى جوان این كشور امروز در خدمت همین هدفها هستند؛ چه در محیط دانشگاه، چه در محیط بازار، چه در محیط دانشآموزى، چه در محیطهاى روحانى؛ در همهى محیطها جوانها وارد كارند.
متن کامل در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: امام خامنه ای ، جنگ نرم ، سیاسی ، عکس
ادامه مطلب
امام خامنه ای در دیدار دانش آموزان
12/8/89
آن جمعیت محدودی كه در 13 آبان سال گذشته در خیابان های تهران بر ضد این مناسبت شعار دادند ، در واقع به دنبال زنده كردن هیمنه آمریكا ، پنهان كردن سلطه طلبی آن و زیر سوال بردن حركت عظیم ملت ایران در مقابل ظلم بزرگ آمریكا بودند كه البته شكست خوردند.
فتنه سال گذشته كه فتنه بزرگی بود و سالها بعد مشخص خواهد شد كه چه توطئه خطرناكی در پشت آن نهفته بود به همت حضور پیشگامانه جوانان در صحنه شكست خورد.
**************
پارسال- 13 آبان- دانشگاه شیراز
13 آبان 88 عده ای تجمع کردند، شاید از گروه 100 یا 150 نفری 20 نفر هم دانشجو نبودند!!! همه قیافه ها برای همه دانشجو ها جدید بود!!! تا موقعی که بدون کارت راه می دادند همه رفتند داخل محیط امن!!! و از بعدش هم جلوی چشم همه از پشت نرده ها به داخل پریدند و شعار دادند و سنگ پرانی کردند!!! چون محیط امن است!!! امن برای چه کسانی!!!!
و شعار مرگ بر دیکتاتور!! سر دادند!!
خواستند ، شعار مرگ بر آمریکا فراموشمان شود!!
موضوعات مرتبط: امام خامنه ای ، 8ماه دفاع مقدس ، جنگ نرم
ادامه مطلب
نماز بی ولایت بی نمازی است
تعّبد نیست، نوعی حقه بازی است
ولایت چیست ؟ در خون غوطه خوردن
کلید سینه بر مولا سپردن
شعر کامل در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: انتظار ، شعر
ادامه مطلب
نمی دونم این شهدا موقع دعا هاشون از خدا چی خواستند که هم گمنام موندند تا حتی نامی از اونها نمونه که بگن برای نام رفتند، هم غریب و مظلوم شدند.
غربتشون رو بیشتر وقتی می بینی که هر سال به بهانه های مختلف ، از اینکه چند استخوان !!را در دانشگاهشان دفن کردند اند فریاد اعتراض بر می آوردند!!!
تا وقت گیر بیاورند به این مزار ها حمله می کنند!!!
و زائرین این شهدا را به بهانه اعتراض هووو می کنند!!! 
مطمئنم خدا خیلی دوستشون داشته که همچین مقامی رو براشون قرار داده ، غربت و گمنامی فقط برازنده بنده های خاص خداست............
کسی حرف دل ما را ندانست
بهای محفل ما را ندانست
به جز طوفان کسی در شهر غربت
نشان منزل ما را ندانست!
جاده ای که به سمت مزار شهدا میره........

بقیه در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: طوفان زاد ها(شهدا و جانبازان)
ادامه مطلب
خبر اومده بود که رهبر عزیزمون امام خامنه ای ، می خواد بیاد ...........
باورش برای همه سخت بود! می گفتن شایعه است! آخه رهبر بیاد شیراز!!! این همه شهر مذهبی رو ول کنه بیاد اینجا!!! 
این حرفا دلمون رو آتیش میزد! اما بازم دلمون به اون خبر خوش بود.........
ولی به قول حافظ
که عشق آسان نمود اول ، ولی افتاد مشکل ها............
باید امتحان پس می دادیم! باید ثابت می کردیم ، شیراز هم کوفه نیست علی تنها بمونه.............
امتحانای سختی بود ، اما آخر قشنگی داشت..............
موضوعات مرتبط: امام خامنه ای
ادامه مطلب
یه بار رفته بودم خونه خواهرم مهمونی ، هنوز از راه نرسیده بودم ، تارا اومد گفت : خاله میایی با هم شرک نگاه کنیم؟ من هم که بیکار !!!
گفتم باشه ..........
مجبور بودم فیلم رو تا آخر ببینم ، چون تا فیلم تموم نشه که تارا خانم اجازه عوض کردن فیلم رو نمی ده که!!! وقتی دیدم تارا ، یه دختر سه ساله این فیلم رو که بارها دیده، با چه دقتی نگاه می کنه و چطور همه دیالوگ ها رو حفظ هست و برام تعریف می کنه !!! یه لحظه جا خوردم!! ![]()
تازه اون موقع که داشتم با دقت این کارتون رو می دیدم ، فهمیدم این شرک 3 بیشتر از هر محوری روی بحث فمنیست داره کار می کنه!!
یه کلاس آموزشی فمنیست ، برای بچه هایی مثل تارا و خاله هایی مثل من !!!
( بماند که شرک یکی از مخرب ترین کارتون ها برای تربیت اخلاقی بچه هاست!)
فیلم که تمام شد به خواهرم گفتم : این شرک رو میدی من ببرم خونه نگاش کنم ؟ خواهرم یه لبخند ژکوند تحولیم داد
و گفت : چیه عشق شرک پیدا کردی؟! گفتم : نه می خوانم نکته برداری کنم ازش!! منفجر شد از خنده
!!! بابا نکته بردار!!!!! بابا تعلیم تربیت!!!!.......
بعد از کلی خندیدن گفت : باشه ، اینجوری منم از دست این شرک راحت میشم!! کشت منو از بس هر روز شرک دید!!
ولی مردی از خود تارا اجازه بگیر شرک رو بهت بده!!!!
( فرزند سالاری قرن 21!!)
به تارا گفتم خاله : شرک رو می دی من ببرم خونمون نگاه کنم ؟
بلافاصله گفت: باشه پس به جاش برام شرک 4 می خری؟؟؟
گفتم : نه عزیزم به جاش عصری با هم میریم پارک!!!!
( البته بالافاصله از حرفم پشیمون شدم!
!! اما دیگه پیشمونی سودی نداشت!!! عصر منو توی پارک کشتند این دو تا وروجک!!!
)
فیلم رو یه بار دیگه با دقت شروع کردم به نگاه کردن ، یه سری نکته هاش رو اینجا واستون می نویسم ، شاید یه شروع باشه برای همه ما که از این به بعد با دقت تر به چیزهایی که می خوان بهمون القاء کنن ، نگاه کنیم.
1- تقریبا تمام شخصیت های کارتونی زن معروف ، توی این کارتون حضور دارن ، اما با یه ماموریت متفاوت !! به نمایندگی از کل جامعه زنان!!
2- این زن ها به دو دسته خوب و بد تقسیم میشن!! جالب اینجاست ، شخصیت های بد ، با حیله و نیرنگ و کمک به شخصیت مرد داستان ، کار رو جلو می برن ، اما دسته خوب ، با تبدیل شدن به زنانی قوی تر از مردان!!! شهر رو نجات میدن!!( نتیجه ،مثل مرد قوی باش ! تا زن خوبی باشی!)
3- وقتی این زن ها توی زندان ، گرفتار شدن و همه نا امید، اولین نفری که تغییر شخصیت میده ، ملکه بزرگ هست ( مادر فیونا) با سر ضربه ای به دیوار سنگی قصر میزنه و دیوار خراب میشه!!( مثل یه بازی کامپیوتری!) این ملکه نماد مهم ترین و با شخصیت ترین زن کارتون هست! پس این رفتار اون به خشونت بقیه مشروعیت میده!!
4- بعد ، هر کدوم از اون شخصیت های لطیف و فانتزی تبدیل میشن به گانگستر هایی که هیچ سپاهی حریفشون نیست!! لباس های زیبا پاره میشه و تیپ اون ها تبدیل به یه تیپ جنگی میشه ، دقیقا مثل شخصیت های زن در بازی های کامپوتری که توی کشتار و قصاوت هیچ چیز از شخصیت های مرد بازی کم ندارن!!! یا پلیس های زنی که مسئولیت یک عملیات سنگین و خشن رو به عهده دارن!
5- سفید برفی دختر مهربانی که خاطره همه ما از اون ، کسی هست که برای هفت کوتوله نقش خواهری و بعضا مادری داشت ، با همه حیوون های جنگل دوست بود ، اینجا با یه آواز همه حیوون ها رو جمع می کنه !! و بعد ، تغییر شخصیت میده و به شخصیتی مثل تارزان تبدیل میشه و لشگر حیوانات رو برای نجات شهر ، به سمت دوازه گسیل میده!!! یه مادر و یا خواهر به خشن ترین فرمانده جنگی تبدیل میشه!!
6- در آخر این زنان که کار اصلی نجات یه شهر رو انجام دادن مثل یه سرباز خوب کنار میرن و بازی رو شرک و شاهزاده تمام می کنن و مرد قصه میشه نقش اول و همه چیز به اسم اون تمام میشه!!!
***************
راستی تازگی تارا بعد از ظهر ها میره مهد کودک و صبح هم اگر بیدار باشه ، برنامه کودک می بینه ، شب ها هم بالاخره یه فیلمی داره که این نتونه کاتون ببینه !! یه جورایی فعلا تو ترک اعتیاد کارتون های هالیوودی هست!!!![]()
این داستان ادامه دارد..........
موضوعات مرتبط: جنگ نرم ، مذهبی فرهنگی اجتماعی ، خاطرات نیمه شخصی
می گفتن برای رعایت بهداشت شخصی خودتون هست
خوب من هم چون خیلی دختر خوبی بودم این عادت رو از دبستان ترک نکردم!!
اما هیچ وقت اینو خوب درک نمی کنی تا موقعی که توی موقعیتش گیر بیوفتی!
یه بار کمی ناخنم دستم بلند شده بود و حالت عادی برای خودم مکشلی پیش نمی آورد ، اما با دختر خواهرم تنها خونه بودیم ، خوب غذاشو خورده بودو حسابی خودش و صورتش رو کثیف کرده بود
، باید صورتش رو می شستم! متاسفانه ناخنم باعث شد صورت بد جور اذیت بشه و یه دفعه جیغش در بیاد!!!
می دونید که آروم کردن بچه اونم وقتی مامانش نیست یعنی مصیبت 
حالا این گریه یه طرف این عذاب وجدانم که چرا به خاطر ناخن بلند من این بلا سر بچه بیچاره اومده یه طرف دیگه 
یه لحظه با خودم گفتم : پس این مامان هایی که ناخن های بلندی دارن چطور حواسشون هست که بچه شون اذیت نشه!! اصلا میشه بگی هیچ اتفاقی برای بچه نمیوفته با این ناخن های بلند! شاید هم این مامان ها دستگاه خودکاری دارن که همه کارای بچه رو میکنه و نیازی نیست اونا دست به بچه بزنن!!!
مهم اینه که ناخن ادم قشنگ باشه بچه که مهم نیست!!!!

تازه فقط این نیست ،
شما می دونید با ناخن بلند میشه ظرف شست یا نه ؟ فکر کنم ناخن خراب میشه باید قید اینو زد!
با ناخن بلند میشه سبزی پاک کرد؟! یا بد تر از اون خرد کرد؟! نه اینم خوب نیست سبزی منجمد آماده می گیریم!
با ناخن بلند میشه چیزی رو رنده کرد ؟! نه!!!!!!!!! حتما باید ریختش توی مخلوط کن ، خرد کن از این چیزا!!حالا آبش هم در اومد خراب هم شد مهم نیست!! مهم اینه ناخن خراب نشه!!!
یه بار سر کلاس نقشه کشی ، می خواستم خط کش رو از روی کاغذ بردارم جوری که مرکب راپید پخش نشه ، استاد گفت : ناخنت رو بنداز زیر خط کش ، برش دار ! یه نگاه به ناخنم کردم یه نگاه به خط کش ، دیدم ناخن ندارم !! استاد که این صحنه رو دید بهم با طعنه گفت: مثل این دختری صد سال پیش ناخن ها تو تا ته کوتاه می کنی ؟!! 
خندم گرفته بود ، نگاهش کردم و خیلی جدی گفتم : استاد فکر کنم اگر مادرتون هم ناخن ها شو بلند میگذاشت نمیتونست برای ظهر شما نهار درست کنه و ظرف های دیشب رو بشوره !! اون وقت خوب میشد این یه کارم هم میشد وظیفه شما!!! 
عصبانی شد ، اما حرفی هم نداشت بزنه!! 
********
این روز ها ، برای اینکه امروزی باشی و زیبا!!! باید ناخن های بلندی داشته باشی ! اما اینکه تکلیف این کارها که نمیشه با ناخن بلند انجام داد چی می شه نمیدونم!!! 
راستی دیروز دیدم با ناخن بلند برای تایپ کردم اس ام اس هم کلی درد سر داری!!! 
موقع باز کردن در تاکسی هم به مشکل بر می خوری!!! 
خلاصه مزایا زیاد داره !!!!
اما از همین جا به تمام کسایی که با ناخن بلند تمام این کار هایی که گفتم رو می تونن انجام بدن بدون اینکه نه کار روی زمین بمونه نه ناخن شون خراب بشه !!! تبریک می گم اساسی!!!

اینا رو گفتم که یادمون بیاد این تفکر
"من کلفت ، آشپز ، و ظرف شوی خونه نیستم !!! له له بچه ها هم نیستم !!!"
که این روزها زیاد به مدل های مختلف بین دختر ها و خانم های ما رواج پیدا کرده ، ببینم از کجا نشأت گرفته!!!
از تفکری با این مضمون: زن باید زیبا باشد تا مرد لذت ببرد!!! همین و دیگر هیچ!!!
این زیبایی یه مسابقه تمام نشدنی هست که براش باید هزینه سنگینی بدیم و خیلی چیزا رو کنار بگذاریم!!! باید خودمون رو کنار بزاریم!! و بزرگترین توهین به شخصیت انسانی زن هست!!
حالا میخوام یه سری از جمله های خود غربی ها رو در مورد مزایای این آزادی!!! برای زنان رو براتون بگم :
سبالوس ( رئیس سابق سازمان ملی نمایندگان زنان در نیورک ) می گوید : در جامعه ما زنان هر روز مجبور می شوند برای کسب تایید مردان ، رقابت کنند و در استاندارد های مضحک زیبایی! اسیر شوند . ما در یک زمان "سطل زباله آزادی" درست کردیم و هر چیزی که فکر می کردیم محدود کننده زنان است در آن انداختیم . من مجله" پلی بوی " پسرم رو دور انداختم و گفتم : زنان از فکرتان استفاده کنید ، نه از اندامتان!!!
وندی شلیت می گه: به آسانی نمی توان کاری کرد که مردها به عقاید و ارزش های شما توجه کنند، اما اگر اجازه ندهید ظاهر شما را زیاد ببنید ، مجبور می شوند توجه خود را به باطن شما معطوف کنند!! تا زمانی که ما بازیچه هوسبازی مردان هستیم ، همیشه در زندگی روزمره خود جایگاه پستی خواهیم داشت!!
باز هم یه جای دیگه وندی شیلت می گه : در جامعه تک جنسیتی ، که قدرت جسمانی بلاتر مردان نسبت به زنان را نادیده می گیریم ، افراد عیاش و مست ( و فرصت طلبان غیر مست ) با بی توجهی کامل به زنان، فقط فرصت بیشتری برای بازیچه قرار دادن آنان پیدا می نمایند !! تنها چیز یکه جامعه تک جنستی ما به دست آورده ، فرصت های برابر برای تجاوز به عنف ، مزاحمت های جنسی ، کتک خوردن و فرصت های برابر برای مرگ است!!"
لارا شلسینگر هم توی کتاب "قدرت زن " می گه : یک زن زیرک نوشته بود : اکنون می فهمم که پیام فمنیستی " ما با مردان برابر هستیم " تا چه حد مخرب و مسوم است!!
این بود آزادی که غرب به زنانش هدیه کرد !!!
آخر راهی که ما را در ابتدای آن جاده قرار داده اند!! تو فقط باید زیبا باشی!! دیگر هیچ چیز مهم نیست!!
حالا بد نیست یه پارگراف رو بخونیم تا ببینم که پشت صحنه اینکه این قدر به حجاب و حیا ما دختران ایرانی حمله میکنند چیه؟ و احترام واقعی به زن رو بفهمیم
" از نظر غرب علت اینکه شما نباید توی چادر باشید ، نباید حجاب داشته باشید ، این نیست که آزاد باشید . شما می گویید من با حجاب آزادی دارم . او چیز دیگری مورد نظرش است! زن را برای نوازش چشم مرد برای بهره وری نامشروع مرد ، می خواهند به شکل خاصی در جامعه ظاهر بشود. این بزرگترین اهانت به زن است . حالا ولو با چندید لفاف تعارف آمیز این را بپوشانند و اسم های دیگری رویش بگذارند .
احترام به زن این است که به زن فرصت داده بشود تا نیرو ها استعداد ها برجسته و عظیمی که در درون هر انسانی خدای متعال به ودیعه گذاشته - از جمله استعداد هایی که فقط در درون زنان وجود دارد- این استعداد ها در سطوح مختلف بروز کند در سطح خانواده ، در سطح جامعه ، در سطح بین المللی ، برای علم برای دانش ، برای معرفت و تحقیق ، برای تربیت و سازندگی . این احترام به زن است"![]()
28/7/88
امام خامنه ای
آبجی های گلم 

بیاید نگذاریم با این حرف ها ما رو وارد مسابقه بی انتهای زیبایی و آزادی!!! خودشون بکنن
برای دختر های ما عار نیست اگر به مادرشون توی کارای خونه کمک کنند
برای ما عار نیست اگر کارهایی رو یاد بگیریم که توی آینده بتونیم خودمون یه زندگی رو اداره کنیم
برای ما مادر بودن عار نیست
نسخه شکست خورده غرب برای ما خوشبختی نمیاره 
الان دیگه نوبت ما هست که به دنیا نسخه زن مسلمون ایرانی صادر کنیم .
برای گرفتن نسخه هم قرار نیست جای دوری بریم
بهترین الگو ها رو ما داریم 
انشالله که لایق باشیم و بتونیم حداکثر بهره رو از این چشمه های نورانی ببریم
برای سلامتی همه دخترای عفیف و با حیای ایرانی

صلوات
موضوعات مرتبط: جنگ نرم ، مذهبی فرهنگی اجتماعی ، خاطرات نیمه شخصی
) ، باهاش حرف بزنم ، حرفش رو بشنوم .............
غذاش رو سر موقع بخوره ، هر سه وعده کامل!!! نه باهاش دعوا میکنم نه کتکش می زنم!!!
وقتی خاله شدم دیدم ، مادر شدن به نقشه کشیدن و خیال بافی نیست!!! با نمودار و معادله قابل تحلیل نیست !!!
باید لحظه ، لحظه با بچه زندگی کنی ، حسش رو بفهمی و تازه اون وقت هست که باید در یه لحظه تصمیم بگیری که چی کار باید بکنی ............
تازه الان فهمیدم که مامانم چطور ، در یه لحظه تمام احساسم رو از نگاهم می خونه .........
اما هنوز نفهمیدم این همه طاقت و حوصله رو برای بچه هاش از کجا میاره
، این از اون راز هاست که فکر نکنم به این زودی ها بفهمم

حس مادری قشنگ ترین حس دنیاست ، اما امروز با یه تفکر بد فمینیستی برای جامعه زنان ما داره کم کم به یه عیب بزرگ تبدیل میشه ، عیب بزرگ مادر بودن!!!!!
این راه رفته غرب سالهاست شکست خورده ، سالهاست که خواستند این حس قشنگ رو از جامعه زنان شون بگیرن تا بتونن زن رو از خانه و خانواده ، جدا کنن و تبدیلش کنن به یه کالا !!! 
الان زن غربی از این که یه کالا باشه خسته است ، اینو خودشون هم فهمیدن ، برای همین می خوان به زور این پایه های پوسیده فمنیستی رو حفظ کنن !!!!
خانم سیمون دوبار (فمنیست تند رو ) تو مصاحبه ای گفت : به هیچ زنی نباید اجازه داد تا در خانه بماند!!! و به امر پرورش کودکانش بپردازد ، جامعه باید به کلی تغییر کند و به زنان اجزاه ندهند که فقط وظیفه تربیت فرزندان را به عهده بگیرند!!! اگر به هر زنی حق انتخاب داده شود ، در خانه ماندن و پرورش کودکان خود و یا شاغل بودن در بیرون را انتخاب کنند ، اغلب زنان ترجیح می دهند در خانه بمانند!!!
جامعه غرب به اینجا رسیده دوستان من ...............
بیایید نگذاریم نسخه شکست خورده غرب رو دوباره با یه کادوپیچ زیبا به ما تحمیل کنن .
می خوایم تحصیل کنیم و مدارج علمی رو طی کنیم ، می خوایم فعالیت اجتماعی داشته باشیم ، می خوایم با توجه به توانمندی هامون سنگی رو از جلوی پای جامعه برداریم و به جامعه مون خدمت کنیم ، همه اینا سر جای خود ، اما سعی کنیم ، اون بخش اصلی وجودمون رو فراموش نکنیم ، که اگر فراموش کردیم ، اولین کسی که ضرر می کنه خودمون هستیم .

یه آدم با یه نیمه گمشده خیلی احساس بدی داره ..............
برای موفق شدن ، هیچ نیازی نیست ، مردانی قوی باشیم !!!
یه دختر ، مسلمون ، ایرانی ، با پاکی و نجابتش ، با هوش و استعدادش ، با توانمندی ها مخصوص خودش ، می تونه یه دنیا رو مبهوت خودش کنه و به همه دنیا ثابت کنه که.........
دختر ایرانی مسلمون هیچ نیازی به نسخه های فمنیستی غرب برای پیشرفت نداره
الگوی ما بانوی تمام عالم هست ، فاطمه الزهرا(س) الگوی ما حضرت زینب هست (س) ، الگوی ما حضرت معصومه هست ............
بیایید تلاش کنیم و دعا
که الگو بردار خوبی باشیم
و بتونیم این الگو رو به کل دنیا صادر کنیم 
برای سلامتی و موفقیت همه دخترای عفیف و با نجابت ، پر تلاش و با همت ایرانی و همه مادر های عزیز تر از جان مون
صلوات
این داستان ادامه دارد ....................
موضوعات مرتبط: جنگ نرم ، مذهبی فرهنگی اجتماعی ، خاطرات نیمه شخصی

پشت صحنه شعار های فمنیستی و حمایت از حقوق زنان!!
هر چه زنی بتواند مرد تر باشد به حق خود نزدکتر می شود !!!
موضوعات مرتبط: جنگ نرم ، مذهبی فرهنگی اجتماعی ، طنز تلخ ، عکس

پشت صحنه همه شعار های قشنگ فمنیستی
زن هر چه بیشتر شبیه مرد شود موفق تر است!!!!
موضوعات مرتبط: جنگ نرم ، مذهبی فرهنگی اجتماعی ، طنز تلخ ، عکس
| مطالب جديد تر | مطالب قدیمی تر |
.: Weblog Themes By Pichak :.
